مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
ترابِ بوترابم، جایی از هفت آسمان بهتر غبارِ خانهاش از قصرهای آن جهان بهتر علی یعنی علی، یعنی علی، یعنی علی، یعنی ... چه میدانم، هر آن چیزی که میدانی از آن بهتر بگردید و بگـردانید و بگـذاریـد جای او اگر دیدید از حـیدر، امیـرِ مـؤمنان بهتر اگر کاغذ سلاحِ جنگ با قرآن ناطق شد همان بهتر که روی نیزهها باشد، همان بهتر چه گوهرهاست در دستِ عقیل از داغی آهن "عدالت" میدرخشد مثل دُر، در آن میان بهتر به دارِ نخل، هُرمِ هر دَمِ تمّار "حیدر" بود نخواهد دید نخلستان از آن خرماپزان بهتر غبار پای او سر میزند ویراننشینان را گدای دیدن روی عـلی، بیخانـمان بهتر اگر ای خار، پای زائرانش را زدی بوسه گلستان میشوی، گل میدهی از زعفران بهتر فقط اینجا گدا را خانهزاد خویش میدانند کجا داریم از این خانه، از این خاندان بهتر؟ کجا دیدید حاکم، تحتِ امرِ خود شود محکوم یهودیها خبر دارند، از آن داستان بهتر چرا تا "أشهدُ أنّ علی ..." فرسنگها راه است؟ از اینجایی که میگویند از هر جا اذان بهتر! ولی میآید آن روزی که با خود میبَرد ما را به دورانِ علی، عصری که بود از هر زمان بهتر به رسمِ احترامِ مقـدمِ مولا به پا خـیزید! اگر شد حالِ سختِ احتضارم، ناگهان بهتر |